نگرانی آمریکایی ها برای ایرانیان...

نگرانی آمریکایی ها برای ایرانیان::


سلام دوستان

یادتون میاد سال 84 وقتی دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور شدن طی چند مصاحبه ای که با شبکه های آمریکایی داشتن دولت وقت رو به جمع کردن ماهواره ها متهم کردن ...

انقدر فشار رسانه ای به دولت وارد شد تا کمی کوتاه آمد و آقای احمدی نژاد گفتن پشت بام خانه ها رو نگاه کنید هرکه دلش میخواهد ماهواره دارد... و از آن به بعد شبکه های ماهواره ای و پوشش ها و رفتار های غربی در جامعه نهادینه شد ... تا جایی که در پست هایی که نوجوانان مدرسه ای در صفحات اجتماعی میگذارند صحبت از شکست عشقی میکنند و باقی ماجرا که خودتون در جریانید ....


و اما امروز 

وقتی دیشب مصاحبه دکتر روحانی را با شبکه آمریکایی مشاهده میکردم با پرسش خانم خبر نگار که از دکتر روحانی پرسیدند یاد سال 84 افتادم

آقای دکتر آیا دولت شما فیلتر اینترنت را حذف خواهد کرد آیا فضا را برای جوانان باز خواهد گذاشت؟؟

حال باید دید که بعد از فیس بوک چه سایت هایی منتظر تغییر رفتار و افکار جوانان و مردم ایران دارند ...


کسی پیدا نمیشود به قیم های جوانان ایران بگوید ما اگر فیلتر ها را هم برداریم باز هم سایت های علمی بر روی ایرانیان فیلتر است اما نه از طرف دولت بلکه از طرف شما...

شما نگران تحقیقات علمی ایرانیان نیستید بلکه نگران دیر شدن انتخاب زیباترین دختر تهران در فیس بوک و اشتراک گذاری تصاویر مهمانی های خصوصی ایرانیان در فضای مجازی هستید...


امیداست به تدبیر دولت امید....

پنج صفت بهترین بندگان خدا در کلام امام رضا(ع)

(بسم الله الرحمن الرحیم)
از امام رضـا علیه السلام دربـاره بهتـريـن بنـدگـان سـوال شـد.
فـرمـودند: آنان كه هر گاه نيكـى كنند خـوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خـواهند، و هر گاه عطا شـوند شكر گزارند و هر گاه بلا بينند صبر كنند، وهر گاه خشم كنند در گذرند.


متن حدیث:

سئل عليه السلام عن خيـار العبـاد؟ فقــال(ع):
الذيـن اذا احسنوا استبشروا، و اذا اساووا استغفروا، و اذا اعطوا شكـروا، و اذا ابتلو صبروا، و اذا غضبوا عفوا.



  • «تحف العقول، صفحه 445»

هر روز این دعا را بخوانید تا دلتان به امام زمان(عج) قرص شود

(بسم الله الرحمن الرحیم)

برای اینکه در زمان غیبت امام زمان(عج)، یک سری شبهات در شما اثر نکند، دستور این است. سند روایت هم خیلی خوب است. پس هر روز بگویید: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ»، دو سه ثانیه هم بیشتر طول نمیکشد. لذا اینرا هر روز بخوانید تا دلتان به امام زمان(عج)، قرص شود.

 


آیت الله مجتبی شهیدی کلهری مشهور به مجتبی تهرانی استاد مشهور اخلاق و مرجع تقلید و مدرس حوزه های علمیه تهران(مانند مدرسه مروی)بود. وی از محضر اساتید بزرگی همچون ادیب نیشابوری، آیت الله بروجردی، آیت الله حکیم، آیت الله گلپایگانی، علامه طباطبایی و... بهره برد
ادامه نوشته

زنان آخرالزمانی، لباس نامرئی!

(بسم الله الرحمن الرحیم)
این روزها در هر شهر و کشوری هم که باشید، نیاز به کند و کاو زیادی ندارد که لباس ها و مدل های مو و ... خاص و عجیب زنان را ببینید، لباس هایی که در عین لباس بودنشان، پوششی در کارشان نیست:

 

رسول خدا(ص) می فرمایند:
«هنگامی که زن ها را دیدید که بر سرشان چون کوهان شتر هاست، بدانید که نمازشان پذیرفته نمی شود.»(1)

«در آخر امت من ... زنانشان در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند و بر سرشان چیزی همانند کوهان اشتران لاغر است، آنها عطر بهشت را نمی شنوند. آنها را لعنت کنید که آنها از رحمت خدا بدور هستند.»(2)

«قیامت برپا نمی شود جز هنگامی که لباسی ساخته شود و زنها آن را بپوشند که در عین لباس پوشیدن لخت و عور باشند و اراذل و اوباش بر مردم شریف و آزاده برتری پیدا کنند.»(3)

هم چنین امیر مومنان، علی(ع) در وصف زنان آخرالزمان می فرمایند:
«زنها لخت و عور می باشند، زینتهای خود را آشکار می سازند، و از دین بیرون می روند، به فتنه ها می گرایند، به سوی شهوتها و لذتها می شتابند، محرمات الهی را حلال می شمارند و در جهنم جاویدانند.»(4)

آنچه باید باشد
براساس آیات قرآن و روایات، زنان مسلمان باید بدن خود را به جز گردی صورت و دو دست تا مچ بپوشانند و هر گونه نمایاندن بدن و جلب توجه که منجر به ایجاد لذت در نامحرم شود، در این دین حرام است. البته مسئله ی حجاب نه تنها در دین اسلام که در سایر ادیان نیز مطرح است و به تمام زنان عالم اختصاص دارد.

خداوند متعال در قرآن در سوره نور، آیات ۳۰، ۳۱، ۳۳ و ۶۰ و سوره احزاب، آیات ۳۵، ۵۳، ۵۵، و ۵۹٫ مسئله ی حجاب را مطرح کرده است و حدود حجاب نیز در روایات، از زبان ائمه(ع) مشخص شده است، برای مثال یکی از اصحاب امام صادق(ع) از ایشان می پرسد،که چه چیزی حلال است برای مرد نامحرم که از زن ببیند؟ حضرت (ع) فرمودند: صورت و دست ها و قدم ها (روی پاها)»(5)

در مورد حجاب واجب، کافی است که زن به هر وسیله ای که می تواند خود را بپوشاند و لباس خاصّی شرط نیست; ولی پوشیدن لباس های تنگ و چسبان و همچنین لباس های زینتی اشکال دارد.(6)
-----------------------------------------------------------
  • پی نوشت:
  • 1.       روزگار رهایی، کامل سلیمان، مهدی پور، ص753
  • 2.       صحیح مسلم جلد 6 صفحه 168
  • 3.       منتخب الاثر صفحه 426
  • 4.       همان
  • 5.       کلینی، الکافی، ج5، ص 520
  • 6.       توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 421، مسئله 2435، دفتر انتشارات اسلامی.

چگونه سرباز امام زمان(عج) شویم!؟

(بسم الله الرحمن الرحیم)

امام صادق(ع) فرمود: هر کس چهل صبح دعای عهد را بخواند، از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداوند او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن جناب باشد و حق تعالی به ازای هر کلمه، هزار حسنه به او دهد.

 

«رجعت» از عقاید عمومی و قدیمی است که در ملل مختلف جهان، میان همه اقوام و مذاهب شرق و غرب قبل از اسلام - چه در ادیان آسمانی و چه در ادیان دیگر- وجود داشته و کم و بیش هنوز وجود دارد، اگر چه در پاره‌ای از مذاهب، تأکید بیشتری روی آن شده است.

از آنجایی که در عصر ائمه(ع) خفقان و ظلم حاکمان وقت به حدی بود که آن بزرگواران، معارف دینی و عقاید اسلامی را در لابه‌لای ادعیه و زیارت‌نامه‌ها به شیعیان و پیروان خود انتقال می‌دادند، از جمله این معارف، مسأله رجعت است که در دعاها و زیارت‌نامه‌ها به آن پرداخته شده است، به همین منظور در ادامه جایگاه رجعت در ادعیه و زیارات از کتاب «رجعت در عصر ظهور» تألیف محمدعظیم محسنی دایکندی می‌آید:

ادامه نوشته

ماجرای مجادله پزشکی امام صادق (ع) با پزشک هندی


ربيع حاجب مى گويد: روزى طبيبي هندى در مجلس منصور كتاب طب مى خواند، در حالى كه امام صادق عليه السّلام در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت يافت، به امام ششم عليه السّلام گفت: دوست دارى از دانش خود به تو بياموزم؟ 

حضرت فرمود: نه، زيرا آنچه من مى دانم از دانش تو بهتر است. طبيب پرسيد: تو از طب چه مى دانى؟ فرمود: من حرارت را با سردى، و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى، و خشكى را با رطوبت درمان مى كنم، و مسأله تندرستى را به خدا وامى گذارم

 و براى تندرستى دستور پيامبر را به كار مى برم كه فرمود: «شكم خانه درد است، و پرهيز درمان هر دردى است، و تن را به آنچه خوى گرفته بايد عادت داد».




طبيب گفت: طب جز اين چيزى نيست. امام گفت: مى پندارى كه من اين دستورها را از كتاب هاى بهداشتى ياد گرفته ام؟ گفت: آرى، امام فرمود: من اين ها را از خدا فرا گرفته ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم يا تو؟ طبيب گفت:البته من. امام عليه السّلام فرمود: 

اگر اين چنين است من از تو سؤالاتى مى پرسم، تو پاسخ بده. گفت: بپرس.


ادامه نوشته

ویژه شهادت امام صادق

 

چرا تعداد احادیث نقل شده از امام صادق(ع) زیاد است؟!

(بسم الله الرحمن الرحیم)

 

رئیس مرکز تخصصی مهدویت با اشاره به موقعیت زمانی امام صادق(ع) گفت: نقل شده است در مسجد کوفه در آن واحد هزاران راوی «قال جعفر‌ بن محمد» می‌گفتند، یعنی از امام صادق(ع) نقل حدیث می‌کردند.

 

 

 

حجت‌الاسلام مجتبی کلباسی رئیس مرکز تخصصی مهدویت با اشاره به اینکه برگزاری کرسی‌های آزاد‌اندیشی میان اهل‌ بیت(ع) از اهمیت خاصی برخوردار بوده است، با اشاره به دوران زندگانی صادق آل محمد(ص) به خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس گفت: در دوران امام صادق(ع) شرایط ویژه‌ای پدید آمد، زیرا با جابجایی حکومت از بنی‌ امیه به بنی عباس از فشارهای حکومتی تا اندازه‌ای کاسته شد، در همین راستا رواج افکار و اندیشه‌های مختلف و رشد و توسعه مکاتب انحرافی زمینه‌های را فراهم آورد تا امام صادق(ع) به تشکیل دانشگاه‌های علمی مبادرت کنند.

وی با بیان اینکه ترویج افکار التقاطی نظیر مرجئه، زنادقه و ... مبانی اندیشه‌های اسلامی را در زمان امام صادق(ع) با آسیب مواجه ساخته بود، افزود: مجموع این عوامل بستری را فراهم آورد تا اماممعارف اهل بیت(ع) را با شتاب بیشتری به جامعه عرضه کند، با این وجود در دوران‌های قبل از امام صادق(ع) با فشارهایی که بنی‌امیه بر ائمه(ع) وارد کرده بود، این مهم محقق نشد و امام صادق(ع) در تقابل با تضارب آرایی که در جامعه پیش آمده بود، توانست معارف اهل بیت(ع) را در سرتاسر عالم اسلامی بگستراند.

حجت‌الاسلام کلباسی با اشاره به اینکه در اثر تأسیس دانشگاه جعفری بیشترین روایات از امام صادق(ع) نقل شده است، اظهار داشت: امام صادق(ع) در دوران زندگی خویش با انواع و اقسام فشارهای مختلف از جانب حکومت روبرو بود، هر چند که از لحاظ قدرت سیاسی و نظامی حکومت در آن مقطع در شرایطی نبود که بتواند همانند گذشته فشارهای خود را عملی سازد که وقوع ده‌ها حادثه غمبار و سخت بر امام صادق(ع) شاهد بر این ادعاست.

وی ادامه داد: به گونه‌ای که تحت نظر داشتن امام و احضار ایشان همراه با سفرهای سنگین برای پاسخگویی به حکام و شهادت بسیاری از بنی ‌هاشم نظیر زید بن‌ علی‌ بن حسین، یحیی بن زید از سادات بنی‌ الحسن و ده‌ها مورد دیگر از جمله موارد فشارهای وارده بر صادق آل محمد(ص) است.

رئیس مرکز تخصصی مهدویت با بیان اینکه در یک بازه زمانی و آسان شدن شرایط امام صادق(ع) توانستند آزادانه به بیان احادیث بپردازند، خاطرنشان کرد: نقل شده است که در مسجد کوفه در آن واحد ده‌ها هزار راوی «قال جعفر‌ بن محمد» می‌گفتند، یعنی از امام صادق(ع) نقل حدیث می‌کردند.

  • منبع : فارس

دانلود رایگان نرم افزار یاد خدا

نرم افزار یاد خدا
برنامه ای زیبا و کار آمد برای اوقات زیبای شما
برخی ویژگی ها:
- ظاهری زیبا و کاربر پسند
- محیطی کاملا فارسی
- قابلیت ذخیره سازی ذکرهای گفته شده
- قابلیت صفر کردن ذکرها و شروع مجدد آن
- کنترل لرزشی گوشی بعد از پایان ذکر
- اذکار معروفه ایام هفته با تعداد آن

امید است این نرم افزار کاراریی لازم برای شما را داشته باشد.

یاد خدا - تصویری از برنامه

 

 

برای دانلود بر روی عکس زیر کلیک کنید..

یاد خدا

 

چرا نباید فکر کنیم خدا کیست، کجاست و از کجا آمده است؟

(بسم الله الرحمن الرحیم)

گروهی  تلاش میکنند با القاءاین شبهه که انسان در نگاه اسلام حق تفکر در خصوص خداوند متعال ندارد ولی این در حالی است که

در اسلام نه تنها فکر نکردن در هیچ موردی توصیه نشده است، بلکه فکر کردن در تمامی موارد توصیه مؤکد قرار گرفته است.

خداشناسی اولین اصل توحید است. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمودند: «اول الدّین معرفته» یعنی ابتدای دین شناخت خداست و بسیار توصیه شده است که حتی در دعا از خدا بخواهیم که به ما نسبت به خودش معرفت (شناخت) بدهد، که دعای زیبا و ژرف «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ ... – خدایا تو خودت خود را به من بشناسان ...» از جمله این آموزه‌ هاست.

 

ادامه مطلب را حتما بخوانید...

ادامه نوشته

سه شرط موفقیت در کسب و کار در کلام امام صادق(ع)

(بسم الله الرحمن الرحیم)
امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: هر اهل فنی برای موفقیت در کسب و کار خود (که کارش بگیرد) به سه مطلب نیازمند است:
- تخصص و باهوشی در فن و حرفه مورد نظر.
- امین باشد و در کار و مال مردم، امانت و درستی را حفظ کند.
- با کارفرما و صاحب کار، خوش‌برخورد و خوش‌قلب باشد.

متن حدیث:
قال الصادق علیه السلام کُلُّ ذی‌صَناعَةٍ مُضطَرًّ اِلی ثَلاثِ خِصالٍ یَحْتلِبُ بِها الْکَسْبَ: و هُوَ اَن یَکُونَ حاذِقاً بِعِلْمٍ مُؤَدّیاً لِلْاَمانَةِ فیهِ، مُسْتَمیلاً لِمَنِ اسْتَعْمَلَهُ

  • «بحارالانوار، جلد75، حدیث235»

سوالات عجیب و غربی از امام علی (ع)

(بسم الله الرحمن الرحیم)

به روایت اهل سنت داریم که یک اعرابی سوالاتی از خلیفه ی دوم کرد واو به علی(ع)رو کرد وآن سوالات را از حضرت پرسید و حضرت هم جواب دادند.

اعرابی به عمر اعتراض کرد که تو امیرمومنان هستی چرا جواب مرا ندادی؟عمر گفت:"وَیحَکَ ما تَدری مَن هذا؟هذا مولایَ وَمولی کُلِّ مومِنٍ وَ مَن لَم یَکُن مولاهُ فَلَیسَ بِمومِنٍ./وای بر تو،آیا میدانی این مردکیست؟این مرد مولای من ومولای هر مومنی است وکسی که علی مولای او بناشد مومن نیست.

کتاب "مقام الامام امیرالمومنین عندالخلفاء"ص 29 ونیز امام احمد در باب فضائل میگوید:

سبب این که عمر گفت:"اعوذ بالله من معضله لیس لها ابوالحسن/پناه میبرم به خدا از مشکله ای که ابوالحسن در آن نباشد" این بود که پادشاه روم به عمر نامه ای نوشت و از او مسائلی راپرسید.

پس عمر آن مسائل را برای صحابه گفت،پس جوابی نزد آنها نیافت.آن سوال ها را نزد علی(ع) معروض داشت،پس آن حضرت در اندک مدت پاسخ گفت .ملک روم به نام بنی الاصفر پرسیده بود:

1_آن چیست که خدا آن را خلق نکرده؟

2_ آن چیست که خدا آن را نمی داند؟

3_ آن چیست که نزد خدا نیست؟

4_ آن چیست که تمامش دهان است؟

5_ آن چیست که تمامش پا است؟

6_ آن چیست که تمامش چشم است؟

7_ آن چیست که تمامش بال است؟

 

برای مطالعه باقی سوالات به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه نوشته

آنان که از شفاعت محرومند

(بسم الله الرحمن الرحیم)

بعضی از گناهان کبیره است که در بعضی از روایات تصریح شده، صاحبش از شفاعت محروم است؛ مانند سبک شمردن نماز، چنانکه حضرت صادق(ع) فرمود: شفاعت ما به کسی که نمازش را سبک شمارد نمی رسد.

و از پیغمبر اکرم(ص) روایت شده که فرمودند: از من نیست کسی که نماز را سبک گیرد و برمن نزد حوض کوثر وارد نمی شود. نه، به خدا قسم! که به من نمی رسد.

حضرت باقر(ع) فرمود: نیست بنده ای مگر اینکه در قلبش نقطه ی سفیدی است، هر گاه گناهی کرد نقطه ی سیاهی از آن سفیدی بیرون می آید، اگر توبه کرد آن سیاهی بر طرف می شود و اگر در گناه فرو رفت و ادامه داد سیاهی قلب زیاد می شود تا اینکه تمام سفیدی قلب را می گیرد، هر گاه چنین شد صاحب چنین قلبی هیچ وقت رجوع به خیر نخواهد کرد این است معنی فرمایش پروردگار عالم که می فرماید: نه چنین است بلکه غلبه کرده و بر دلهای ایشان زنگها نهاده آنچه را که انجام داده اند.

  • منبع: گناهان کبیره،ج۱،صص۳۲و۳۴.

شهادت امام جعفر صادق(ع)

(بسم الله الرحمن الرحیم)


در اصول كافی، ارشاد شیخ مفید، كشف الغمه و برخی كتابهای دیگر، از رحلت امام صادق - علیه السلام - به لفظ «مضی‏» ، «مات‏» و «قبض‏» تعبیر شده است.
ظاهر این لفظها نشان می‏دهد امام به مرگ طبیعی جهان را بدرود گفته است، اما در فصول المهمه و مصباح كفعمی (به نقل مجلسی در بحار) نیز در كتابهای دیگری آمده است: امام را زهر خوراندند.[1]
ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است ابو جعفر منصور او را زهر خورانید [2] و بایست چنین باشد، زیرا با كینه‏ای كه منصور از او داشت و بیمی كه از روی آوردن مردم بدو در دل وی راه یافته بود، آسوده نمی‏نشست. آنان كه با تاریخ زندگی این مرد آشنایند، می‏دانند او به كسانی كه برای رساندنش به مسند خلافت هر كوشش را به كار بردند، رحم نكرد و از جمله آنان ابو مسلم بود كه برپایی دولت عباسیان مرهون رنجهایی است كه او در این باره بر خود نهاد. گناه ابو مسلم - چنان كه از اسناد تاریخی بر می‏آید، این است كه هنگام خلافت‏سفاح، به منصور چنان كه باید حرمت نمی‏نهاد، پس طبیعی است كسی را كه از او می‏ترسد و از علاقه و احترام مردم بدو آگاه است آسوده نگذارد و تحمل نكند. ولی چنان كه خواهیم دید، به ظاهر از رحلت آن امام بزرگوار دریغ می‏خورد.
كلینی به اسناد خود از ابو ایوب روایت كند: نیم شبی منصور مرا خواست. چون بر او در آمدم، بر كرسی نشسته بود و شمعی پیش روی داشت و نامه‏ای می‏خواند و می‏گریست. بر او سلام كردم. نامه را به سوی من انداخت و گفت: از محمد بن سلیمان است. از مرگ جعفر بن محمد خبر می‏دهد و سه بار «انا لله و انا الیه راجعون‏» را بر زبان آورد و گفت: كجا مانند جعفر یافت می‏شود؟ سپس گفت: بنویس! در بالای نامه نوشتم اگر شخص معینی را وصی قرار داده گردن او را بزن. چون پاسخ نامه رسید، معلوم شد پنج تن را وصی خود كرده است: منصور، محمد بن سلیمان، عبد الله، موسی و حمیده. و در روایت دیگری به جای محمد بن سلیمان، محمد بن جعفر است و به جای حمیده، مولایی از موالی ابو عبد الله و اضافه دارد: منصور گفت اینان را نمی‏توان كشت.[3]
یعقوبی از اسماعیل بن علی بن عبد الله بن عباس روایت كند: بر منصور در آمدم، دیدم ریش او از اشك چشمش نمناك است. سبب پرسیدم، گفت: نمی‏دانی به خاندان تو چه رسیده است.
- امیر مؤمنان چه شده؟ - سید و عالم و باقی مانده گزیدگان آنان درگذشت.
- امیر مؤمنان چه كسی؟
- جعفر بن محمد!
- خدا امیر مؤمنان را مزد دهد و او را برای ما باقی گذارد.
- جعفر از آنان بود كه خدا در باره‏شان گفته است: ثم اورثنا الكتاب الذین اصطفینا من عبادنا[4] او از كسانی بود كه خدایش گزید و از سابقان در خیرات بود.[5]
ابن فضال روایت كند: نزد ام حمیده رفتم تا او را به رحلت امام تعزیت دهم. گریست و من از گریه او به گریه در آمدم. پس گفت: اگر ابو عبد الله را هنگام مرگ می‏دیدی چیزی شگفت مشاهدت می‏كردی. چشم خود را گشود و گفت: هر كس را با من خویشاوندی دارد گرد آورید. همه را گرد آوردیم. بدانها نگریست و گفت: شفاعت ما به كسی نمی‏رسد كه نماز را سبك بدارد.[6]
كلینی به روایت‏خود از امام موسی بن جعفر روایت كند: من پدرم را در دو جامه شطوی[7] كفن كردم كه آن دو، جامه احرام او بود و در جامه‏ای از جامه‏هایش و عمامه‏ای كه از علی بن الحسین بود برای آنكه آن را به چهل دینار خریده بود.[8]
یكی از اصحاب آن حضرت گفته است: بر او در آمدم موسی بن جعفر پیش روی او نشسته بود و او وی را وصیت می‏كرد. آنچه از آن وصیت‏به یاد دارم این است:
پسركم وصیت مرا بپذیر و گفتارم را به خاطر سپار. اگر آن را به خاطر سپاری خوشبخت زندگی خواهی كرد و ستوده خواهی مرد.
پسركم! آنكه بدانچه خدا بدو داده قناعت كند بی‏نیاز بود، و آنكه دیده به مال دیگری دوزد مستمند می‏میرد. آنكه بدانچه خدای عز و جل بدو داده خرسند نباشد خدا را در قضای او متهم كرده است. آنكه گناه خود را خرد داند گناه جز خود را بزرگ شمارد. و آنكه گناه دیگری را خرد به حساب آرد، گناه خود را بزرگ انگارد. آنكه پرده از عیب دیگری برگیرد، عیبهای درون خانه‏اش آشكار شود. آنكه شمشیر ستم كشد، بدان كشته شود. آنكه برای برادر خود چاهی كند، خود در آن بیفتد.
آنكه با سفیهان بیامیزد حقیر شود و آنكه با علما نشیند وقار یابد. آنكه در جای‏های بد در آید متهم شود. پسركم حق را بگو! به سودت باشد یا به زیانت. از سخن چینی بپرهیز كه آن كینه را در دلهای مردم می‏كارد. پسركم! اگر جستجوی بخشش می‏كنی به معدنهای آن روی آور.[9]

    --------------------------------
  • سيد جعفر شهيدي - زندگاني امام صادق (ع)، ص 85

  • [1] . ج 47، ص 2 - 1.
  • [2] . مناقب، ج 4، ص 280.
  • [3] . اصول كافی، ج 1، ص 310.
  • [4] سپس میراث دادیم كتاب را به كسانی كه برگزیدیم از بندگانمان (فاطر: 32).
  • [5] . تاریخ یعقوبی، ج 3، ص 117.
  • [6] . ثواب الاعمال، ص 205، بحار، ج 47، ص 2.
  • [7] . دهی در مصر كه در آن چنان پارچه را می‏بافتند.
  • [8] . اصول كافی، ج 1، ص 476.
  • [9] . حلیه الاولیاء، ج 3، ص 195، صفه الصفوه، ج 2، ص 170.

شهدای هسته ای

خدا کند شرمنده شهدا نشویم...

شهدا

 

تصاویر ویژه مهدویت

برای دیدن باقی تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید

 

1

ادامه نوشته

سراری از یک تسبیح اعجاب انگیز

(بسم الله الرحمن الرحیم)
تبیان در این نوشتار به برخی از اسرار و برکات این ذکر ملکوتی پرداخته است: امام على علیه السلام فرمود: او (فاطمه علیهاالسلام) با وجود اینكه از محبوبترین اشخاص در نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله بود ولى خدمتكارى نداشت و خود كارهاى منزل را انجام مى داد، او با مشك آب مى آورد تا آنجا كه اثر بند آن در شانه و سینه او باقى مانده بود و آنقدر خانه را جارو كرد كه غبار، تمام لباسهایش را در بر گرفته بود، و آنقدر در زیر دیگ غذا آتش افروخته بود كه لباسهایش رنگ عوض‍ كرده و بوى دود مى داد؛ هنگامى كه سختى هاى او بیشتر شد، به او گفتم: چرا نزد پیامبر صلى الله علیه و آله نمى روى و از او كنیزى نمى خواهى تا در كارهاى خانه به تو كمك كند؟
ادامه نوشته

تفاوت رب با الله

(بسم الله الرحمن الرحیم)

الله، رب، خالق، حکیم، رازق و ...، همه‌ی اسم‌های خداوند متعال هستند. لذا بین «مسمای» الله و رب، فرقی نیست، بلکه بین معانی این دو واژه فرق است.

به طور کلی بدانیم که «اسم» یعنی «نشانه». و نشانه‌ها همیشه معرف صاحب نشانه هستند. مثل این بگوئیم: استاد شهید، آیت‌ الله مرتضی مطهری. استاد یک اسم است و نشان از آن دارد که مقصود ما «در علم یا علومی به حد استادی است»، آیت الله هم یک اسم است و مقصود این است که علم او در مبحث

 

«فقه و اصول» در حد اجتهاد است، مرتضی و نیز مطهری هم اسم و نشانه‌ای هستند که شخص خاصی را نشان می‌دهند و در عین حال همه‌ی این اسم‌ها به ذات دلالت می‌کنند. اسم‌های حق تعالی نیز همین‌طور هستند، هر کدام معنای جداگانه‌ای داشته و معرفتی از او را بیان می‌کنند، اما در عین حال به یک ذات دلالت دارند، لذات فرمود:

ادامه نوشته

آيه دوم،آيه ی 5 از سوره ی قصص

(بسم الله الرحمن الرحيم)
وَنُريدُ أنْ نَمُنّ عَلَي الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمًّْة وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ؛1
«و خواستيم بر كساني كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم‏] گردانيم و ايشان را وارث [زمين‏] كنيم».
اين آيه طبق فرمايش امام علي(عليه السلام)، در نهج البلاغه و رواياتي چند از ديگر امامان(عليهم السلام)، ناظر به پيروزي مستضعفان بر مستكبران است و اينكه سرانجام، جهان از آنِ شايستگان خواهد شد.

آيه ياد شده، هرگز از يك برنامة موضعي و خصوصي مربوط به بني اسرائيل سخن نمي گويد؛ بلكه بيانگر يك قانون كلي براي همه عصرها و قرن ها است. اين بشارتي در زمينه پيروزي حق بر باطل و ايمان بر كفر است. نمونه كامل تر آن، حكومت پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) و ياران آن حضرت بعد از ظهور اسلام بود.
گسترده‏ترين نمونه آن نيز، ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمين به دست حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهد بود.
اين آيه از جمله آياتي است كه به روشني، بشارت به «ظهور» چنين حكومتي مي‏دهد؛ از اين رو اهل بيت(عليهم السلام)، در تفسير آن به اين ظهور بزرگ اشاره كرده‏اند. از امام علي(عليه السلام) در
نهج البلاغه آمده است:
«لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيا عَلَينَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَي وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ‏»3؛
«دنيا پس از چموشي و سركشي ـ همچون شتري كه از دادن شير به دوشنده‏اش خودداري مي‏كند و براي بچه‏اش نگه مي‏دارد ـ به ما روي مي‏آورد ... سپس آيه و «نريد ان نمن...» را تلاوت فرمود» .
در حديث ديگري مي فرمايد:
3«هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِيهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيعِزُّهُمْ وَ يذِلُّ عَدُوَّهُمْ»؛ «اين گروه آل محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) هستند، خداوند مهدي آنها را بعد از زحمت و فشاري كه بر آنان وارد مي‏شود، برمي‏انگيزد و به ايشان عزّت مي‏دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مي‏كند».


----------------------------------------------------------------------

  • پي نوشت ها:
  • 1. قصص (28)، آيه 5.
  • 2. سيّد رضي، نهج البلاغه، ص 506.
  • 3. محمد بن حسن طوسي(ره)، كتاب الغيبة، ص184.
  • منبع:درسنامه مهدویت1-ص36تاص37

زندگی امام زمان در عصر غیبت چگونه است ؟

(بسم الله الرحمن الرحیم)

به  طور کلی راجع به چگونگی غیبت و نحوه‌ی زندگی ایشان در این دوره باید توجه داشت که:

«یمشی فی‌الارض» - روی زمین زندگی می‌نماید؛

یعنی در آسمان‌ها، پشت کوه قاف، داخل چاه و یا ... زندگی نمی‌کنند. بلکه روی همین زمینی که دیگر انسان‌ها زندگی می‌کنند هستند.

ادامه نوشته

مواقع گناه با این‌شماره تماس بگیرید!

(بسم الله الرحمن الرحیم)

، در کنار کد شهرها و کشورها آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است، شماره‌هایی است که هر فردی باید آن‌ها را به خاطر بسپارد تا بتواند در مواقع ضروری از آن‌ها به خوبی استفاده کند، که در این میان، شماره‌هایی مانند (۱۱۸،۱۱۵،۱۱۰،۱۲۵) از اهمیت بسزایی برخوردار هستند و روزانه افراد زیادی با آن‌ها سر و کار دارند که همین جا برای همه شما یک آرزو می‌کنم و آن اینکه از میان این شماره های چهارگانه تنها با شماره ۱۱۸ کار داشته باشید و هیچ گاه در طول زندگی نیازی به تماس با بقیه شماره‌هایی که ذکر شد پیدا نکنید.


این مطالب مقدمه ای کوتاه بود تا به معرفی برخی از شماره های ضروری در آیات الهی و نسخه موفقیتی که خداوند متعال برای ما فرستاده است بپردازیم، شماره‌هایی که لازم است هر مسلمان آن‌ها را به خاطر داشته باشد و در تمامی لحظات از آن‌ها به بهترین شکل استفاده کند.

 

اگر چه تمامی آیات الهی برای زندگی انسان نازل شده‌اند، اما در این میان برخی از آیات با آثار و خواص حیرت انگیز خود می‌توانند در مواقع مختلف زندگی اعم از سختی‌ها و آسانی‌ها به ما کمک کنند و به بهترین شکل ممکن ما را از دریای مشکلات بیرون بکشند و راه موفقیت را به ما معرفی کنند.

 

بر خلاف سایر شماره های ضروری که ممکن است برای مدتی پاسخ گوی شما نباشد و شما را در انتظار قرار دهند، شماره های که در صدد معرفی آن‌ها هستیم ۲۴ ساعته هستند و شما در اولین ثانیه ازتماس، وصل خواهید شد و پاسخگوی سۆالات شما خواهند بود.
 

 

پیشنهاد می‌کنیم که با سرمایه گذاری اندکی وقت، این شماره‌ها و همچنین آیاتی که ذکر می‌شود را به حافظه خود بسپارید تا بتوانید در مواقع نیاز به راحتی با آن‌ها ارتباط برقرار کنید.

 

ادامه نوشته

چهار ذکر الهی که در شرایط بحرانی باید به آنها پناه برد

(بسم الله الرحمن الرحیم)


حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!


۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (سوره مباركه آل عمران آیه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.


۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین*» (سوره مباركه انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)


۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره مباركه غافر آیه ۴۴) ... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵)


۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» (سوره مباركه كهف آيه 39) پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»




  • بحارالانوار، ج 90، 184 – 185

  • مشرق

خطبه بدون نقطه حضرت علی (ع)

(بسم الله الرحمن الرحیم)


روزی عربی در مسجد کوفه و پس از نماز، برای ریشخند علی (ع) از او درخواست گفتن چند جمله بدون نقطه می‌کند، و مولا این خطبه را می‌خواند ، بی درنگ!.

خطبه بدون نقطه



 

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.
الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.
وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.
أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.
أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.
وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

 

 

ادامه نوشته

ذکری برای حالت مرگ

(بسم الله الرحمن الرحیم)

به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم خبر دادند که جوانی از مسلمانان در بستر مرگ افتاده است پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به بالین او آمد دید در حال جان دادن است، او را تلقین کرد و به او فرمود: بگو لا اِله اِلاّ الله، زبان او لال شد و نتوانست این ذکر را بگوید.

پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به بانویی که بالای سر آن جوان نشسته بود، فرمود: «آیا این جوان مادر دارد؟»
بانو عرض کرد: من مادرش هستم.

پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: آیا تو از این پسرت خشمناک و ناراضی هستی؟
بانو گفت: «آری و اکنون شش سال است که با او سخن نگفته ام.»

پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شفاعت کرد و به آن بانو فرمود: «از پسرت راضی شو»، آن بانو گفت: «رَضِیَ اللهُ عَنهُ بِرِضَاکَ یَا رَسُول اللهِ؛ خداوند به خاطر رضایت تو ای رسول خدا، از او راضی شود.»

وقتی که بانو این سخن را که از رضایت خودش، حکایت می کرد گفت، زبان آن جوان باز شد، آنگاه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به او فرمود: اکنون چه می بینی؟

جوان گفت: مرد سیاه چهره و زشت قیافه ای را که لباس چرکین در تن دارد و بوی متعفّن و بسیار بد می دهد نزدم آمده و گلو و راه نفس مرا گرفته است.

پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: بگو:
«یَا مَن یَقبَلُ الیَسیر وَ یَعفُوا عَنِ الکَثیرِ اقبَل مِنّیِ الیَسیرَ وَاعفُ عَنّیِ الکَثیرِ انَّکَ اَنتَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ ای کسی که اطاعت کم را می پذیری، و از گناه زیاد می گذری، اطاعت کم مرا بپذیر، و از گناه بسیار من بگذر، چرا که تو آمرزنده مهربان هستی.

جوان، این کلمات را گفت، آن گاه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به او فرمود: چه می بینی؟ او گفت: مردی سفید روی با لباس تمیز و خوشبو نزد من آمده است، آن سیاه چهره زشت روی، پشت کرده و می خواهد از نزد من برود.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: این کلمات را تکرار کن.
او آن کلمات را تکرار کرد.

پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: ای جوان، اکنون چه می بینی؟

جوان گفت: آن شخص سیاهِ زشت چهره رفت و دیگر او را نمی بینم، اکنون این شخص سفید و نورانی در نزد من است، آن گاه در همین حال آن جوان در لحظات آخر گفت: آن دو مرد سیاه رفتند، اکنون دو شخص سفید روی آمده اند تا جانم را بگیرند»، این را گفت و از دنیا رفت.

  • منبع: عرفان و عبادت، ص۴۲۳-۴۲۴.

سه موضوعی که نزد خدای متعال بسیار مقدس است

(بسم الله الرحمن الرحیم)
امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:
خدای عزوجل سه ناموس محترم و مقدس دارد که هیچ چیز به حرمت آن نرسد.
کتابش که فرمان او و نور اوست و خانه اش که آنرا قبله مردم قرار داده و توجه به جایی غیر آن از هیچ کس پذیرفته نیست و عترت پیامبر شما.
  
متن حدیث:

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال: ان الله عزوجل حرمات ثلاث لیس مثلهن شی ء کتابه و هو حکمه و نوره و بیته الذی جعله قبلة للناس لایقبل من احد توجها الی غیره و عترة نبیکم.
  • «بحار الانوار جلد 96 صفحه 60»

چرا باید در آغاز هر کار کوچک و بزرگی بسم الله بگوییم؟

(بسم الله الرحمن الرحیم)
امام علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السلام فرمودند: هنگام آغاز هر كار كوچك و بزرگى بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم بگوييد. يعنى براى اين كار، از خدا مدد مى‌‏جويم. خدايى كه جز او كسى سزاوار پرستش نيست.
پناهگاه پناهجو و فريادرس فرياد خواه است.
خداوند بخشنده‌‏اى كه با گسترش روزى بر ما رحم مى‏‌كند،
مهربان به ما، در آيين و دنيا و آخرتمان. دين را بر ما آسان و سبك و سهل گرفت. و به ما رحم مى‏‌كند با جدا كردن از دشمنانش.



متن حدیث:


قولوا عِندَ افتِتاحِ كُلِّ أَمرٍ صَغيرٍ أو عَظيمٍ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ؛ أَىْ أَستَعينُ عَلى هذَا الأَمرِ بِاللّه‏ِ الَّذى لا يَحِقُّ العِبادَةُ لِغَيرِهِ، المُغيثِ إذَ ا استُغيثَ، المُجيبِ إذا دُعىَ، الرَّحمنِ الَّذى يَرحَمُ بِبَسطِ الرِّزقِ عَلَينا، الرَّحيمِ بِنا فى أديانِنا و دُنيانا و آخِرَتِنا، خَفَّفَ عَلَينَا الدِّينَ و جَعَلَهُ سَهلاً خَفيفا، و هُوَ يَرحَمُنا بِتَمييزِنا مِن أعدائِهِ؛



  • "التوحيد، صفحه 232"

گناهی که زندگی را تیره و تار می‌کند و مانع استجابت دعا می‌شود

(بسم الله الرحمن الرحیم)
امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:
گناهی كه نعمت ها را تغيير مى دهد، تجاوز به حقوق ديگران است.
گناهى كه پشيمانى مى آورد، قتل است.
گناهى كه گرفتارى ايجاد مى كند، ظلم است.
گناهى كه آبرو مى بَرد، شرابخوارى است.
 گناهى كه جلوى روزى را مى گيرد، زناست.
گناهى كه مرگ را شتاب مى بخشد، قطع رابطه با خويشان است.
گناهى كه مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تيره و تار مى كند، نافرمانى از پدر مادر است.
 
متن حدیث:

اَلذُّنوبُ الَّتى تُغَيِّيرُ النِّعَمَ البَغىُ وَ الذُّنوبُ التَّى تورِثُ النَّدَمَ القَتلُ وَ الَّتى تُنزِلُ النِّقَمَ الظُّلمُ وَالَّتى تَهتِكُ السُّتورَ شُربُ الخَمرِ وَ الَّتى تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا وَ الَّتى تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطيعَةُ الرَّحِمِ وَالَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ وَ تُظلِمُ الهَواءَ عُقوقُ الوالِدَينِ؛

  • «علل الشرايع، جلد 2، ص 584»

علم بهتر است یا ثروت؟

(بسم الله الرحمن الرحیم)

- یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

- حضرت علی(ع) در پاسخ فرمودند : علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.

مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:

- اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟

امام در پاسخ آن مرد گفتند: بپرس!

مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟

- علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست. در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد ...

و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم ، دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار !

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:

- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.

حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.

با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.

در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:

- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

امام فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط تا هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که … نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.

نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:

- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت.

با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند: علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند. فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.

=-=-=-=-=

اول به صفای دل ولی را بشناس         آنـگـاه محـمـد و عـلـی را بـشناس

کـن دیـده ز انـوار ولایــت روشـن          زین جلوه خداوند جلی را بشناس  (عباس فرات)

  • منبع: سایت مصاف

رمز سجده های نماز با استفاده از قرآن

(بسم الله الرحمن الرحیم)
خداوند در قرآن کریم آیه 55 سوره مبارکه طه می فرماید:« منها خَلَقناکم و فیها نُعِیدُکُم و منها نُخرِجُکُم تارَةً اُخری» ما شما را از آن(زمین) آفریدیم و در آن باز می گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون می آوریم.

امیرالمومنین علی بن ابیطالب سلام الله علیه راز سجده های نماز را اشاراتِ به این آیه دانسته و فرمودند: معنی سجده اول آن است که خدایا! من در آغاز از این خاک بودم، هنگامی که سر از سجده برمی داری اشاره به آن دارد که تو مرا از خاک آفریدی.
سجده دوم این مفهوم را می رساند که تو مرا به خاک برمی گردانی و بلند شدن از آن، یعنی تو بار دیگر در قیامت مرا از خاک زنده خواهی کرد

  • منبع: جام

حكمت‌های تأخير استجابت دعا

(بسم الله الرحمن الرحیم)
امام على عليه ‏السلام فرمودند: تأخير در اجابت دعا تو را نوميد نگرداند ؛ زيرا كه بخشش (خداوند) بسته به نيّت تو است ؛ چه بسا كه در برآوردن خواهشت تأخير شود ، تا بدين وسيله خواهنده را پاداش بزرگتر و اميدوار (به بخشش الهى) را بخشش بيشتر دهد ؛ بسا باشد كه چيزى بخواهى و به تو داده نشود امّا دير يا زود بهتر از آن به تو داده شود ، يا براى خير و مصلحت تو از تو دريغ شده است . و بسا خواسته‏اى كه اگر برآورده شود موجب نابودى و تباهى دين تو گردد .
 
متن حدیث:

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام :لا يُقَنِّطَنَّكَ إبطاءُ إجابتِهِ فإنَّ العطيَّةَ على قَدْرِ النِّيَّةِ ، وربّما اُخِّرَتْ عنكَ الإجابةُ لِيَكونَ ذلكَ أعظَمَ لِأجرِ السائلِ وأجزَلَ لِعَطاءِ الآمِلِ ، وربّما سألتَ الشيءَ فلم تُؤْتاهُ واُوتيتَ خيرا مِنهُ عاجِلاً أو آجِلاً ، أو صُرِفَ عنكَ لِما هُوَ خيرٌ لكَ ، فَلَرُبَّ أمرٍ قد طَلِبْتَهُ وفيهِ هلاكُ دينِكَ لو اُوتيتَهُ .


  • "منتخب ميزان الحكمة : 200"